روزهای رفته ی سال را ورق می زنم
چه خاطراتی که زنده نمی شوند
چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند
و چه روزها که هرثانیه اش یک سال زمان میبرد
چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندها که بی اختیار بر لبانم نقش بست و چه اشک ها که بی اراده از چشمانم سرازیر شد
چه آدم ها که دلم را گرم کردند و چه آدم ها که دلم را شکستند
چه چیزها که فکرش را هم نمیکردم و شد و چه چیزها که فکرم را پر کرد و نشد
چه آدم ها که شناختم و چه آدم ها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان
و چه ...
و سهم یکسال دیگر هم یادش بخیر می شود ...
......ما را در سایت ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7